تبليغاتX
ففوشکووول!

با وجود تلاش های زیادی که در زمینه ی کپک نزدن وبم داشتم ...

 

 

 

 

 

کپک زد

باحاله هاتا حالا وب کپک زده دیده بودین؟حالا شاید فکر کنین من ندید پدیدم ولی خیلی واسم جالب بود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط !  | 

یه مطلبی هست که خیلی وقته ذهن منو مشغول کرده!!!میگم شاید شمام مشغول شین:

ففوشکووول!

 

نظرتون چیه؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط !  | 

محض کپک نزدن وب در تعطیلات...

عید مبارک

پ ن:خبر مبر تو کار نیست نظرا هم ممکنه یه مدت طولانی تایید نشه الیته نه واسه مسافرت و اینا حسش نیس

پ ن۲:

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 9:49 قبل از ظهر  توسط !  | 

خب اینم یه آپ که  طبق معمول از وبای دیگه کش رفته شده

برین ادامه مطلب بخونینش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط !  | 

اطلاعیه

این وب به دلایلی از جمله عشقی و هویجوری تک نویسنده ای شد با این که قبلا هم بیشتر پستا متعلق به من بود اما از این به بعد تمام پستها متعلق به خودم خواهد بود نام نویسنده هم ازM.Tبه!تغییر خواهد کرد.


پ ن:آپ مهمی نیست پس به کسی خبر نمی دم

پ ن۲:اگر احیانا در این مورد نظرتون اومد یا ندین یا تو پست پایین بدین!

پ ن۳:باشدکه رستگار شویم!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط ! 

1-حیوانی وحشی؟                         1-گراز               2-گاز                   3-گرز                        4-گز
2-حیوانی بدشکل و شکارچی؟        1-کفتار             2-کف گیتار          3-کف تمبک               4-کف دف
3-حیوانی پستاندار؟                       1-خرگوش         2-خرچشم          3-خرپا               4-خرخون
4-حیوانی ورزشکار؟                         1-گورخر           2-گوربابات           3-گورخودت                4-حرف دهنت رو بفهم
5-به هاری حساس؟                        1-روباه             2-پشت باه          3-دو طرف باه             4-گل پشت و رو نداره باه
6-نام عنصری است؟                        1-کلسیم         2-مش سیم        3-حاج سیم               4-آقا سیم جان
7-به حشرات نزیکتر هستند؟            1-هزار پایان       2-هزار تمام         3 -هزار قسمت         4-هزار قسمت اول
8-تکامل یافته ترین حشره؟             1-زنبور               2-مردبور              3-دوجنس بور            4 -سالم باشه هرچی باشه بور
9-یک حشره ی اجتماعی؟             1-مورچه            2-مورچرا              3-مور چگونه              4 -مور به تو چه
10-حشره ی چوب خوار؟                1 -موریانه            2- مور یا بله         3-مور یاچگونه            4- مور یا مبارکه

!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط !  | 

پیرمررد یک همبرگر، یک چیپس و یک نوشابه سفارش داد… همبرگر رو به‌آرومی از توی پلاستیک در آورد و اون رو با دقت خیلی زیاد به دو قسمت تقسیم کرد… یک نیمه‌اش رو برای خودش برداشت و نیمه ی دیگه رو جلوی زنش گذاشت… بعد از اون، پیرمرد با دقت خیلی زیاد چیپس‌ها رو دونه دونه شمرد و اون‌ها رو دقیقآ به دو قسمت تقسیم کرد و نصفی از اون‌ها رو جلوی زنش گذاشت و نصفه دیگه رو جلوی خودش...

                                       

پیرمرد یک جرعه از نوشابه‌ای که سفارش داده بودن رو خورد… پیرزن هم همین کار رو کرد و فقط یک جرعه از نوشابه رو خورد و بعدش اون رو دقیقآ وسط میز قرار داد… پیرمرد چند گاز کوچک به نصفه‌ی همبرگر خودش زد… بقیه‌ی افرادی که توی رستوران بودن فقط داشتن اون‌ها رو نگاه می‌کردن و به راحتی می‌شد پچ پچ‌هاشون رو در مورد پیرمرد و پیرزن شنید: “این زوج پیر و فقیر رو نگاه کن…طفلکی‌ها پول ندارن واسه خودشون دو تا همبرگر بخرن…”

پیرمرد شروع کرد به خوردن چیپس‌ها… در همین حال بود که یک مرد جوان که دلش به رحم اومده بود، به میز اون‌ها اومد و خیلی مودبانه پیشنهاد داد که یه همبرگر دیگه واسشون بخره… پیرمرد جواب داد: “نه… ممنون… ما عادت داریم که همیشه همه چیز رو با هم شریک بشیم…”

بعد از 10 دقیقه‌، افرادی که پشت میز‌های کناری نشسته بودن متوجه شدن که پیرزن هنوز لب به غذا نزده… پیرزن فقط نشسته بود و غذا خوردن شوهرش رو تماشا می کرد و فقط هر از وقتی جاش رو با شوهرش توی نوشابه خوردن عوض می‌کرد… در همین حال بود که دوباره مرد جوان به میز آن‌ها آمد و دوباره پیشنهاد داد که واسشون یه همبرگر دیگه بخره… این بار پیرزن جواب داد: “نه، خیلی ممنون… ما عادت داریم که همه‌ی چیز‌ها رو با هم شریک بشیم…”

چند دقیقه بعد، پیرمرد همبرگرش رو کامل خورده بود و مشغول تمیز کردن دست و دهنش با دستمال بود که دوباره مرد جوان به میز آن‌ها آمد و به طرف پیرزن -که هنوز لب به غذا نزده بود- رفت و گفت: “می‌تونم بپرسم منتظر چی هستید؟”

پیرزن به صورت مرد جوان خیره شد و گفت: “دندان!”       خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط !  | 

ولنتاین یا سپنتار مزگان؟!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط !  | 

 آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید ! plz

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است !!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد !

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت ! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی ! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی ، که اختیارش رو دارم ! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید ! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی " بچه سوسک مرده " بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد ! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط !  | 

کارمندان مایکروسافتتصویر کارمندان مایکروسافت در سال ۱۹۷۸ از راست به چپ:
بالا: جیم لین، باب والاس، استیو وود
وسط: گوردون لتوین، مارک مکدونالد، باب گرینبرگ، باب او-ریر
پایین: پل آلن، مارلا وود، اندرآ لوئیز، بیل گیتس!!

هفت اصل بیل گیتس

بيل گيتس، رئيس شركت  مايکروسافت، و ثروتمند ترين مرد جهان ( و ضمنا بزرگترين نيكو كار دنيا ) در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند. او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان بايد بدانند چنين بيان كرد :
1: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.
2: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.
3: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.
4: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.
5: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار يک فرصت بود.
6: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.
7: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند See full size image


خونش ماشینشاتاق انتظار میهمانانش!

           تابوتش:خودش

برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید

                                                
                                                                

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط !  |